چه جای غم که پاییز
برگ برگ° ریخت و به نیمه رسید
وقتی
چشمان بهاری ات
عشق می نوازد همچنان
*زن به معنی ِگدایی کردن محبت و جایی حرکات تصنعی نیست.
دراین زمانه ای که هرزنی از راه رسید خودش را باران نامید، باران حقیقی ات رو بفرست روزگار برای دل های درمانده
ما را در سایت سپیداران سبز خیالم دنبال میکنید
برچسب: بودن و نبودن,بودن و نبودنت,بودن و نبودن بردیا کیارس,ماورای بودن و نبودن های ما,بین بودن و نبودن,شعر بودن و نبودن,وقتی بودن و نبودنت فرقی نداره,میان بودن و نبودن,بودن ها ونبودن ها,بودن نبودن,
نویسنده:
بازدید: 30