چه جای غم که پاییز
برگ برگ° ریخت و به نیمه رسید
وقتی
چشمان بهاری ات
عشق می نوازد همچنان
*زن به معنی ِگدایی کردن محبت و جایی حرکات تصنعی نیست.
دراین زمانه ای که هرزنی از راه رسید خودش را باران نامید، باران حقیقی ات رو بفرست روزگار برای دل های درمانده
برچسب: بودن و نبودن,بودن و نبودنت,بودن و نبودن بردیا کیارس,ماورای بودن و نبودن های ما,بین بودن و نبودن,شعر بودن و نبودن,وقتی بودن و نبودنت فرقی نداره,میان بودن و نبودن,بودن ها ونبودن ها,بودن نبودن,
نویسنده: نوید کریمی