
چه جای غم که پاییز برگ برگ° ریخت و به نیمه رسید وقتی چشمان بهاری ات عشق می نوازد همچنان*زن به معنی ِگدایی کردن محبت و جایی حرکات تصنعی نیست. دراین زمانه ای که هرزنی از راه رسید خودش را باران نامید، باران حقیقی ات رو بفرست روزگار برای دل های درمانده...
ادامه مطلب
دیده ٬ زیبا می کنی دنیا به کامم می شود مست گر باید شدن، آن مِی به جامم می شود یک پیاله از شراب چشم بیمار تو، آه... مست نوشم تا که گاهِ احتضارم می شود ٬- دیده: چشم...
ادامه مطلب